نبرد انشعابات بیتکوین
«بیتکوین را دوباره عالی کنید»؛ این شعاری بود که روی کلاههای سبک انتخاباتی در یک کنفرانس بلاکچین در نیویورک دیده میشد. در آن سوی سالن، مخالفان پیراهنهایی با شعار «NO2X» به تن داشتند. آنچه برای ناظران بیرونی ممکن بود یک تئاتر سیاسی عجیب به نظر برسد، در واقع تجلی آشکار جنجالیترین درگیری ایدئولوژیک ارز دیجیتال بود—یک جنگ داخلی سالها طول کشیده بر سر آینده بیتکوین که در نهایت بلاکچین اصلی را به چشماندازهای رقیب تقسیم کرد، که هر کدام ادعا میکردند میراث واقعی ساتوشی ناکاموتو هستند.
بذرهای اختلاف
ریشههای شکاف بزرگ بیتکوین به یک محدودیت فنی اساسی برمیگردد: محدودیت اندازه بلاک در بلاکچین. وقتی ساتوشی ناکاموتو بیتکوین را ایجاد کرد، یک سقف 1 مگابایتی برای اندازه بلاک تعیین کرد، که در ابتدا به عنوان اقدامی ضد اسپم بود. با رشد پذیرش، این محدودیت به یک گلوگاه تبدیل شد و بیتکوین را به پردازش حدود 7 تراکنش در ثانیه محدود کرد—بسیار کمتر از شبکههای پرداختی مانند Visa که هزاران تراکنش در ثانیه را مدیریت میکنند.
تا سال 2015، با افزایش حجم تراکنشها، کاربران شروع به تجربه تأخیرها و افزایش کارمزدها کردند. آنچه به عنوان یک بحث فنی درباره راهکارهای مقیاسپذیری شروع شده بود، به سرعت به چیزی بسیار عمیقتر تبدیل شد: یک نبرد فلسفی بر سر هویت و هدف اصلی بیتکوین.
الیزابت استارک، توسعهدهنده قدیمی ارز دیجیتال، توضیح داد: «این فقط درباره اندازه بلاک نبود. این درباره چشماندازهای رقیب برای چیزی بود که بیتکوین باید باشد. آیا بیتکوین عمدتاً طلای دیجیتال بود—یک لایه تسویه و ذخیره ارزش؟ یا قرار بود طبق آنچه در وایتپیپر ساتوشی آمده، پول الکترونیکی برای تراکنشهای روزمره باشد؟»
دو اردوگاه متمایز ظهور کردند:
«بلاککوچکها» (Small blockers) استدلال میکردند که حد 1 مگابایت باید حفظ شود و با اطمینان از اینکه بلاکچین به اندازه کافی کوچک میماند تا افراد بتوانند نودهای کامل را اجرا کنند، تمرکززدایی و امنیت را در اولویت قرار میدادند. راهکار مقیاسپذیری پیشنهادی آنها، Segregated Witness (SegWit)، ظرفیت را به طور متوسط افزایش میداد و در عین حال راهکارهای خارج از زنجیره مانند شبکه لایتنینگ را فعال میکرد.
«بلاکبزرگها» (Big blockers) از افزایش اندازه بلاک برای پذیرش تراکنشهای بیشتر دفاع میکردند و عملکرد بیتکوین به عنوان یک سیستم پرداخت را در اولویت قرار میدادند. آنها استدلال میکردند که چشمانداز ساتوشی به نفع یک شبکه تسویه که کاربران عادی به دلیل کارمزدهای بالا نمیتوانستند از آن استفاده کنند، رها شده است.
سازشهای شکستخورده
آنچه در ادامه آمد، مجموعهای از تلاشهای فزاینده برای سازش بود. «توافق نیویورک» در مه 2017 یک راهکار دو مرحلهای پیشنهاد کرد: اجرای فوری SegWit، سپس افزایش اندازه بلاک به 2 مگابایت در عرض شش ماه. این پیشنهاد «SegWit2x» حمایت شرکتهای بزرگ معدنکاوی و کسبوکارها را جلب کرد، اما با مقاومت توسعهدهندگان Bitcoin Core مواجه شد که با آنچه به عنوان تلاش برای تصاحب شرکتی میدیدند، مخالفت کردند.
چارلی لی، خالق لایتکوین و شرکتکننده در بسیاری از مذاکرات، به یاد میآورد: «عدم اعتماد عمیقی در هر دو طرف وجود داشت. هر گروه متقاعد شده بود که دیگری در تلاش برای تضعیف اصول اصلی بیتکوین است. وقتی ارزشهای اساسی با هم برخورد میکنند، سازشهای فنی اغلب شکست میخورند.»
تنشها صرفاً فنی نبودند. تئوریهای توطئه در هر دو اردوگاه شکوفا شدند. برخی از بلاککوچکها ادعا میکردند که کنسرسیومهای معدنکاوی چینی خواهان بلاکهای بزرگتر هستند تا مزیت خود را از برق ارزان و دسترسی به سختافزار تثبیت کنند. بلاکبزرگها پاسخ دادند که Blockstream، شرکتی که چندین توسعهدهنده Core را استخدام کرده، میخواهد بلاکها را کوچک نگه دارد تا از راهکارهای مقیاسپذیری خارج از زنجیره سود ببرد. کانالهای شبکههای اجتماعی به میدانهای نبرد اتهامات تبدیل شدند و اصطلاحاتی مانند «Blockstream Core» و «یهودای بیتکوین» وارد واژگان شدند.
تولد بیتکوین کش
در 1 اوت 2017، درگیری به نقطه شکست خود رسید. به رهبری مدافعان پرصدا از جمله راجر ور (که گاهی به دلیل تبلیغات اولیهاش «عیسی بیتکوین» نامیده میشود) و تولیدکننده سختافزار معدنکاوی جیهان وو، جناح بلاکبزرگ بیتکوین کش را راهاندازی کرد—یک هارد فورک از بیتکوین با سقف اندازه بلاک 8 مگابایت.
برای اولین بار، بیتکوین به نسخههای رقیب تقسیم شده بود، که هر کدام حامیان پرشوری داشتند که ادعا میکردند نسخه آنها بیتکوین «واقعی» است. بازارها به سرعت ترجیح واضحی را ایجاد کردند—بیتکوین (BTC) حدود 90% ارزش ترکیبی را حفظ کرد و بیتکوین کش (BCH) حدود 10% را به خود اختصاص داد—اما شکاف ایدئولوژیک تنها عمیقتر شد.
ور وبسایت تأثیرگذار خود Bitcoin.com را تغییر نام داد تا بیتکوین کش را برجسته کند، که باعث خشم بیشتر حامیان BTC شد که او را به گمراه کردن تازهواردان متهم میکردند. در همین حال، بیتکوین اصلی SegWit را بدون افزایش اندازه بلاک بعدی پیادهسازی کرد، که عملاً توافق نیویورک را رها کرد و شکافها را بیشتر تثبیت کرد.
فورک بر روی فورک
آنچه کمتر کسی پیشبینی میکرد این بود که شکاف اولیه منجر به تکهتکهشدن بیشتر شود. در نوامبر 2018، بیتکوین کش خود پس از یک اختلاف تلخ دیگر به دو زنجیره رقیب تقسیم شد. کریگ رایت، دانشمند کامپیوتر که به طور بحثبرانگیزی ادعا میکند ساتوشی ناکاموتو است، رهبری ایجاد بیتکوین SV (چشمانداز ساتوشی) را با اندازه بلاک 128 مگابایت بر عهده گرفت.
«جنگ هش» حاصل، هر دو جناح را در حال رقابت برای نشان دادن کنترل بر قدرت معدنکاوی دید که به طور موقت بازار گستردهتر ارز دیجیتال را مختل کرد زیرا منابع معدنکاوی به سمت درگیری منحرف شدند. این قسمت نشان داد که چگونه اختلافات حاکمیت بلاکچین میتواند پیامدهایی فراتر از شرکتکنندگان مستقیم داشته باشد.
میراث فلسفی
فراتر از پیادهسازیهای فنی، نبردهای فورک شکافهای فلسفی عمیقی را در مورد چگونگی مفهومسازی تمرکززدایی، حاکمیت و هدف ارز دیجیتال آشکار کرد. این درگیریها سوالات عمیقی را مطرح کردند که همچنان توسعه بلاکچین را شکل میدهند:
آیا تصمیمات پروتکل باید خلوص ایدئولوژیک را در اولویت قرار دهند یا پذیرش عملگرایانه؟ آیا ارز دیجیتال عمدتاً یک سیستم مالی جایگزین است یا ابزار مقاومت در برابر سانسور؟ آیا حاکمیت باید به نفع متخصصان فنی باشد یا از ترجیحات کاربر و بازار پیروی کند؟
نیک کارتر، شریک Castle Island Ventures، خاطرنشان کرد: «جنگ مقیاسپذیری بیتکوین فقط درباره ظرفیت تراکنش نبود—این اولین آزمون بزرگ برای چگونگی برخورد سیستمهای غیرمتمرکز با اختلافنظرهای اساسی بود. برخلاف سازمانهای سنتی با سلسلهمراتب تصمیمگیری واضح، شبکههای واقعاً غیرمتمرکز در نهایت به کاربران متکی هستند که انتخاب کنند کدام نرمافزار را اجرا کنند.»
با وجود تلخیها، برخی نتایج مثبت از این دوره پرآشوب پدیدار شد. وجود پیادهسازیهای جایگزین، آزمایشهای طبیعی در رویکردهای مختلف مقیاسپذیری ایجاد کرد. فشار رقابت، نوآوری سریعتر در هر دو زنجیره را تشویق کرد. مهمتر از همه، این قسمتها تابآوری قابل توجه شبکههای ارز دیجیتال در برابر اختلافات حاکمیتی جنجالی را نشان داد.
امروز، بیتکوین اصلی مسیر خود را به عنوان طلای دیجیتال ادامه میدهد، و توسعه شبکه لایتنینگ لایه دومی برای تراکنشهای کوچکتر فراهم میکند. بیتکوین کش تمرکز خود را بر مقیاسپذیری درون زنجیرهای و قابلیت پرداخت حفظ میکند، اگرچه با جامعه توسعهدهندگان و حضور در بازار کوچکتر. بیتکوین SV با تأکید بر بلاکهای عظیم و قابلیتهای ذخیرهسازی داده، خود را بیشتر متمایز کرده است.
جنگ داخلی بزرگ بیتکوین ممکن است پایان یافته باشد، اما درسهای آن درباره چالشهای حاکمیت غیرمتمرکز همچنان بر هر پروژه بزرگ بلاکچین تأثیر میگذارد. همانطور که یک توسعهدهنده تأمل کرد: «فورکها شکست نیستند—آنها یک ویژگی هستند. آنها به ارزهای دیجیتال اجازه میدهند از طریق یک رویکرد مبتنی بر بازار برای حاکمیت که در نهایت به کاربران رأی نهایی را میدهد، سازگار شوند.»
در تکامل پول دیجیتال، جنگهای فورک بیتکوین به عنوان اولین آزمون بزرگ ارز دیجیتال در حاکمیت غیرمتمرکز به یاد خواهند ماند—آشفته و جنجالی، اما در نهایت نشاندهنده ظرفیت اکوسیستم برای تابآوری از طریق واگرایی به جای سازش.
کنجکاو هستید که بیتکوین در واقع چگونه کار میکند؟ راهنمای ما درباره تکنولوژی بلاکچین را بخوانید، سپس با Kurdcoin معامله واقعی انجام دهید: بیتکوین بخرید یا USDT را با امنیت خرید و فروش کنید. درباره ما بیشتر بدانید، یا اگر سوالی دارید سوالات متداول ما را بررسی کنید. سلب مسئولیت: این مقاله فقط برای اهداف آموزشی و اطلاعرسانی است و توصیه مالی محسوب نمیشود؛ برای جزئیات بیشتر شرایط و ضوابط ما را ببینید.


