درسآموزی از داستانهای موفقیت منطقهای: تنظیمگری ارز دیجیتال در اقتصادهای در حال توسعه
هنگامی که عراق به ساخت یک چارچوب نظارتی برای ارزهای دیجیتال میاندیشد، نیازی نیست از صفر شروع کند. چندین اقتصاد در حال توسعه که با چالشهای مشابهی روبهرو بودهاند، پیشتر رویکردهای نظارتی موفقی را به اجرا گذاشتهاند که میان نوآوری و حفاظت از منافع ملی توازن برقرار میکنند. این مطالعات موردی، درسهای ارزشمند و قابلانتقالی ارائه میدهند که سیاستگذاران عراقی میتوانند آنها را با شرایط خاص کشورشان تطبیق دهند.
این مقاله بررسی میکند که چگونه کشورهایی که با فشارهایی مشابه عراق — نوسان ارزی، نگرانیهای امنیتی، دسترسی محدود به خدمات بانکی، و جمعیت بزرگ مهاجران در خارج از کشور — روبهرو بودهاند، به تنظیم ارزهای دیجیتال پرداختهاند. با مطالعهٔ این داستانهای موفقیت منطقهای و بینالمللی، نهادهای نظارتی عراق میتوانند راهبردهایی را که ارزش الگوبرداری دارند شناسایی کنند و در عین حال از اشتباهات قابلاجتناب دوری کنند.
مدل امارات: خلق واحهای برای ارزهای دیجیتال
رویکرد نظارتی
امارات متحده عربی خود را بهعنوان پیشگام تنظیمگری ارزهای دیجیتال در میان کشورهای خاورمیانه معرفی کرده است. امارات بهجای تحمیل یک چارچوب واحد در سطح کشور، رویکردی دومسیره اتخاذ کرد:
- مقررات مناطق آزاد: مناطق اقتصادی ویژه مانند مرکز چندکالایی دبی (DMCC) و بازار جهانی ابوظبی (ADGM) نظامهای نظارتی مختص ارزهای دیجیتال ایجاد کردند که شرکتها و صرافیهای بینالمللی را جذب کرد.
- نظارت فدرال: هیئت اوراق بهادار و کالا (SCA) مقرراتی برای سرزمین اصلی وضع کرد که بر حمایت از سرمایهگذاران و مقررات مبارزه با پولشویی متمرکز بود.
این رویکرد دومسیره به امارات اجازه داد محیطهای تحتکنترلی برای نوآوری در حوزهٔ ارزهای دیجیتال ایجاد کند و در عین حال حفاظتهایی را که تنظیمگران ضروری میدانند حفظ کند.
نتایج و منافع
شفافیت نظارتی امارات نتایج ملموسی به همراه داشته است:
- صدها شرکت مرتبط با ارزهای دیجیتال تنها در دبی فعالیت میکنند
- ایجاد هزاران شغل با مهارت بالا در حوزهٔ فناوری مالی و بلاکچین
- سرمایهگذاری مستقیم خارجی قابلتوجه در بخش فناوری
- توسعهٔ تخصص بلاکچین که به صنایع دیگر، از لجستیک گرفته تا املاک، سود میرساند
- ارتقای اعتبار بهعنوان مرکزی مالی و آیندهنگر
شباهتها با عراق
همانند عراق، اقتصاد امارات نیز بهشدت به نفت وابسته است و در پی تنوعبخشی است. هر دو کشور همچنین با نگرانیهای امنیتی منطقهای روبهرو هستند که نظارت مالی دقیقی را میطلبد. مدل منطقهمحور امارات میتواند بهویژه برای عراق مناسب باشد و احتمالاً به اقلیم کردستان اجازه دهد در چارچوبی فدرالی گستردهتر، مقررات تخصصی خود را توسعه دهد — درست همانگونه که دبی و ابوظبی نظامهای منطقهٔ آزاد متفاوتی را در یک فدراسیون واحد امارات اداره میکنند.
ترکیه: تنظیمگری در میان چالشهای اقتصادی
رویکرد نظارتی
ترکیه با وضعیتی روبهرو شد که شباهتهای قابلتوجهی با شرایط کنونی عراق دارد: تورم بالا، نگرانی از کاهش ارزش پول ملی، و جمعیتی بزرگ که برای مصونماندن از بیثباتی اقتصادی به ارزهای دیجیتال روی آوردهاند. ترکیه بهجای ممنوعیت کامل ارزهای دیجیتال، اقدامات زیر را اجرا کرد:
- تعاریف قانونی روشن: تعریف قانونی ارز دیجیتال بهعنوان «دارایی رمزنگاریشده» بهجای ارز واقعی
- نظام مجوزدهی: الزام صرافیها به دریافت مجوز و رعایت الزامات سرمایه
- حمایت از مشتری: الزام به تضمینهایی برای وجوه کاربران نگهداریشده در صرافیها
- کنترلهای مبارزه با پولشویی: اجرای الزامات سختگیرانهٔ «شناخت مشتری» (KYC) برای همهٔ تراکنشها
- شفافیت مالیاتی: تعیین سیاستهای مالیاتی روشن برای سودهای حاصل از ارزهای دیجیتال
نتایج و منافع
رویکرد ترکیه موجب شده است که:
- با قرار دادن صرافیها تحت نظارت، استفادهٔ غیرقانونی از ارزهای دیجیتال کاهش یابد
- درآمد مالیاتی از تراکنشهایی که پیشتر گزارش نمیشدند حاصل شود
- مصرفکنندگان از صرافیهای متقلب یا کمسرمایه محافظت شوند
- ضمن اجازه به نوآوری، درجهای از حاکمیت پولی حفظ شود
- صنعتی مشروع از ارزهای دیجیتال شکل بگیرد که هزاران نفر را به کار میگیرد
شباهتها با عراق
تجربهٔ ترکیه بهویژه برای عراق، با توجه به نگرانیهای مشترک دربارهٔ ثبات ارزی و تورم، اهمیت دارد. هر دو کشور جمعیتی جوان و آشنا به فناوری دارند که به دنبال فرصتهای اقتصادی خارج از نظامهای سنتی هستند. تلاش ترکیه برای ایجاد توازن میان اجازهٔ استفاده از ارزهای دیجیتال و حفاظت از پول ملی، درسهای مستقیمی برای بانک مرکزی عراق (CBI) در تدوین رویکرد خود فراهم میآورد؛ از جمله اینکه نرخ رسمی بانک مرکزی عراق، یعنی ۱٬۳۱۰ دینار عراقی در برابر هر دلار آمریکا (از فوریهٔ ۲۰۲۳ اجرا میشود)، چگونه با نرخ بازار موازی که معمولاً بالاتر از آن معامله میشود در تعامل است.
هر یک از این چارچوبها بر ناظری تکیه دارد که نیرو، سامانه و جایگاه اجرای آن را دارد. متن یک قاعده مجوزدهی را میتوان در یک بعدازظهر ترجمه کرد؛ اما بازرسانی که حسابرسیها را میخوانند، تحلیلگرانی که گزارشها را میخوانند و دادگاههایی که اعتراضها را میشنوند، سالها ساخته میشوند.
به همین دلیل مقاله اینها را فهرستی از گزینهها میداند نه قالبی برای کپی. آنچه قابل انتقال است، ترتیبی است که هر کشور پیمود و انتخابهایی که زود کرد؛ نتیجهها از نهادهایی آمد که در زیر ساخته شدند، نه از عبارتبندی.
نیجریه: توازن میان تنظیمگری و شمول مالی
رویکرد نظارتی
نیجریه، بزرگترین اقتصاد آفریقا، در آغاز رویکردی محدودکننده نسبت به ارزهای دیجیتال در پیش گرفت، پیش از آنکه به موضعی نظارتی متعادلتر تغییر جهت دهد. پس از مشاهدهٔ اینکه استفاده از ارزهای دیجیتال با وجود محدودیتهای بخش بانکی همچنان رو به رشد بود، نیجریه اقدامات زیر را توسعه داد:
- ارز دیجیتال بانک مرکزی: راهاندازی «اینایرا» بهعنوان جایگزینی تحتنظارت و پشتیبانیشده توسط دولت
- مجوزدهی صرافیها: ایجاد چارچوبی برای صدور مجوز به صرافیهای ارز دیجیتال
- چارچوب مالیاتی: تعیین دستورالعملهای مالیاتی روشن برای داراییهای رمزنگاریشده
- ابتکارات آموزشی: برنامههای آگاهیبخشی با حمایت دولت دربارهٔ استفادهٔ مشروع از ارزهای دیجیتال
- نظارت بر تراکنشهای فرامرزی: نظامهایی برای رصد جریانهای بزرگ ارزهای دیجیتال
نتایج و منافع
رویکرد بازنگریشدهٔ نیجریه موجب شده است که:
- استفادهٔ غیرقانونی از ارزهای دیجیتال طی زمان کاهش یابد
- کسبوکارهای ارز دیجیتالی که پیشتر بهصورت زیرزمینی فعالیت میکردند وارد اقتصاد رسمی شوند
- هزینههای حواله برای جمعیت بزرگ مهاجران نیجریهای کاهش یابد
- درآمد مالیاتی قابلتوجهی حاصل شود
- شمول مالی برای جمعیت فاقد حساب بانکی بهبود یابد
شباهتها با عراق
جمعیت بزرگ مهاجران نیجریه، چالشهای امنیتی، و جمعیت قابلتوجه فاقد حساب بانکی، بازتابدهندهٔ وضعیت خود عراق است. هر دو کشور با دشواریهایی در جریانهای مالی فرامرزی و نگرانیهایی دربارهٔ تأمین مالی تروریسم روبهرو هستند. تغییر مسیر نیجریه از ممنوعیت به سمت تنظیمگری نشان میدهد که نظارت کارآمد چگونه میتواند تهدیدی بالقوه را به یک دارایی اقتصادی تبدیل کند — درسی که بهویژه برای جوامع بزرگ مهاجران عراقی که بهشدت به حوالههای ارزی و در بسیاری موارد به شبکههای حواله (هاوالا) در کنار دفاتر رسمی صرافی متکیاند، اهمیت دارد.
مالزی: رویکردی مطابق با شریعت
رویکرد نظارتی
مالزی چارچوبی نظارتی توسعه داده است که هم دیدگاههای مالی متعارف و هم دیدگاههای مالی اسلامی دربارهٔ ارزهای دیجیتال را مدنظر قرار میدهد — رویکردی دوگانه که با توجه به تنوع جمعیتی عراق میتواند بسیار مرتبط باشد:
- شورای مشورتی شرعی: مشارکت مراجع دینی در ارزیابی اینکه کدام ارزهای دیجیتال و ساختارها مجاز شمرده میشوند
- مجوزدهی چندسطحی: الزامات متفاوت برای انواع مختلف کسبوکارهای ارز دیجیتال
- آموزش مصرفکننده: افشای اجباری اطلاعات دربارهٔ ریسکها و ملاحظات مالی اسلامی
- صرافیهای دارایی دیجیتال: چارچوبی نظارتی برای صرافیهایی که الزامات مشخصی را رعایت میکنند
نتایج و منافع
رویکرد مالزی موجب شده است که:
- بخشی مشروع از ارز دیجیتال ایجاد شود که برای اقشار گوناگون جامعه پذیرفتنی است
- مصرفکنندگان از طریق الزامات آموزشی و افشای اطلاعات محافظت شوند
- درآمد دولتی از طریق کارمزد صدور مجوز حاصل شود
- سرمایه از طریق کانالهای نظارتشده و شفاف هدایت شود
- رشد بخش گستردهتر فناوری بلاکچین حمایت شود
شباهتها با عراق
تنوع دینی و فرهنگی عراق، همانند مالزی، مستلزم توجه به اصول مالی اسلامی است. هر دو کشور باید میان نوآوری فناورانه و ملاحظات دینی و فرهنگی توازن برقرار کنند. شایان ذکر است که دیدگاههای علمای دینی دربارهٔ ارز دیجیتال در چارچوب مالی اسلامی یکسان نیست: نهادهایی همچون سازمان حسابداری و حسابرسی نهادهای مالی اسلامی (AAOIFI)، آکادمی فقه سازمان همکاری اسلامی، مراجع مختلف دارالافتاء، و کمیسیون اوراق بهادار مالزی (SC) هر یک تا حدی رویکرد متفاوتی به این موضوع داشتهاند، و برخی علما همچنان دربارهٔ رمزارزها و ساختارهای خاص به بحث میپردازند. رویکرد فراگیر و مشورتی مالزی — بهجای تکیه بر یک حکم واحد — درس قابلانتقالتری برای عراق ارائه میدهد: ایجاد فرآیندی که بتواند گفتوگوی علمی جاری را در خود جای دهد، بهجای تلاش برای حل قطعی و پیشینی آن. (این بحث ماهیتی آموزشی دارد و نباید بهعنوان یک فتوا تلقی شود.)
| کشور | بهجای ممنوعیت چه کرد | آنچه مقاله میگوید در پی آن آمد | عراق برای همین گام به چه نیاز دارد |
|---|---|---|---|
| امارات | دو مسیر همزمان: نظامهای ویژه رمزارز درون مناطق آزاد، و قواعد فدرال برای سرزمین اصلی | خوشهای متمرکز از شرکتهای مجوزدار، شغلهای تخصصی، و اعتباری که بیشتر از هر دو را جذب میکند | تقسیم توافقشده اختیارات میان بغداد و اربیل، پیش از تعیین هر منطقه |
| ترکیه | دارایی را در قانون بهعنوان دارایی رمزی تعریف کرد نه پول، سپس پلتفرمها را مجوزدار کرد | صرافیها زیر نظارت آمدند، برای پول مشتری استانداردی گذاشته شد، و فعالیت گزارشنشده به پایه مالیاتی وارد شد | نخست یک تعریف حقوقی، چون مجوزدهی پیش از آنکه چیزِ مجوزگیرنده نامی داشته باشد آغاز نمیشود |
| نیجریه | پس از آنکه استفاده به هر حال رشد کرد، از محدودیت به مجوزدهی چرخید و آن را با آموزش عمومی همراه کرد | کسبوکارهای زیرزمینی به اقتصاد رسمی آمدند و هزینه حواله برای دیاسپورایی بزرگ کاهش یافت | خوانشی صادقانه از حجم فعالیت موجود، چون همین است که ثبت را جذاب میکند نه تنبیهی |
| مالزی | پرسش شرعی را در خودِ فرایند گنجاند، همراه با مجوزهای پلهای و افشای اجباری | بخشی که گروههای مختلف جامعه میتوانند بپذیرند، بیآنکه دولت بکوشد بحث شرعی را ببندد | فرایندی که بتواند بحث شرعی جاری را در خود نگه دارد، نه تلاشی برای پایاندادن پیشاپیش به آن |
درسهای کلیدی برای عراق
این مطالعات موردی چندین راهبرد قابلانتقال را آشکار میکنند که عراق میتواند در رویکرد نظارتی خود بگنجاند:
۱. اجرای تدریجی
کشورهای موفق بهندرت مقررات جامع را یکباره اجرا کردهاند. بیشتر آنها با تعاریف پایه و الزامات مجوزدهی آغاز کرده و سپس عناصر پیچیدهتر را طی زمان به آن افزودهاند. این رویکرد تدریجی به بازارها اجازه داد خود را با شرایط جدید تطبیق دهند و در عین حال حفاظتی فوری در برابر جدیترین ریسکها فراهم شد.
۲. مشارکت ذینفعان
کشورهایی که نظرات صنعت ارز دیجیتال، بخش بانکی، نهادهای امنیتی و مدافعان حقوق مصرفکننده را در نظر گرفتند، مقرراتی مؤثرتر و پایدارتر تدوین کردند. عراق احتمالاً از تشکیل کمیسیونی چندذینفعی که مأموریت آن تدوین مقرراتی با پذیرش گستردهٔ اولیه باشد، بهرهمند خواهد شد.
۳. هماهنگی منطقهای
رویکرد منطقهمحور امارات، الگویی بالقوه برای هماهنگی میان دولت فدرال عراق و اقلیم کردستان ارائه میدهد که بهجای یک قانون واحد برای همه، امکان تخصص منطقهای در چارچوبی ملی و منسجم را فراهم میآورد.
۴. تمرکز بر پیشگیری از جرائم مالی
همهٔ چارچوبهای نظارتی موفقی که در اینجا بررسی شدند، مقررات مبارزه با پولشویی و مبارزه با تأمین مالی تروریسم را در اولویت قرار دادند. با توجه به فضای امنیتی عراق و زمینهٔ بازسازی پس از منازعه، این تمرکز دستکم به همان اندازه که در جاهای دیگر اثبات شده، در داخل کشور نیز اهمیت خواهد داشت.
۵. حمایت از مصرفکننده
مقررات مؤثر، مصرفکنندگان را از طریق الزامات افشای اطلاعات، استانداردهای ذخیرهٔ احتیاطی برای صرافیها، و برنامههای آموزش عمومی حفاظت کردند — که نیازی حیاتی را در محیطی برطرف میکند که سواد مالی دربارهٔ داراییهای دیجیتال هنوز محدود است.
۶. بررسی ارز دیجیتال بانک مرکزی
چندین کشور از میان کشورهای یادشده، مقررات خصوصی ارز دیجیتال خود را با کار بر روی ارزهای دیجیتال بانک مرکزی تکمیل کردند. بانک مرکزی عراق میتواند ابتکارات مشابهی را بهعنوان بخشی از رویکردی جامعتر و بلندمدتتر نسبت به پول دیجیتال در نظر بگیرد — رویکردی که در کنار مدیریت کنونی دینار و نرخ رسمی ارز قرار میگیرد، نه جایگزین آن.
نتیجهگیری
تجربهٔ این اقتصادهای مشابه نشان میدهد که تنظیمگری — نه ممنوعیت — معمولاً پاسخی مؤثرتر به چالشها و فرصتهایی است که ارزهای دیجیتال ارائه میدهند. هر کشور رویکرد خود را با شرایط اقتصادی، امنیتی و فرهنگی خاص خود تطبیق داده و بهاینترتیب فهرستی از گزینهها را برای عراق فراهم کرده است، نه یک الگوی واحد برای رونویسی کامل.
با آموختن از این تجربهها، عراق فرصتی دارد تا چارچوبی نظارتی توسعه دهد که امنیت ملی را حفظ کند، ثبات اقتصادی را پشتیبانی کند، درآمدزایی کند، و فرصتهایی برای جوانان آشنا به فناوری خود ایجاد کند. این کشورها بهجای برخورد با ارز دیجیتال صرفاً بهعنوان تهدیدی که باید حذف شود، نشان میدهند که چگونه، با تضمینهای مناسب، میتوان آن را به محرکی برای شمول مالی و نوسازی اقتصادی تبدیل کرد. همانند هر بحثی دربارهٔ داراییهای دیجیتال، این مقاله صرفاً جنبهٔ اطلاعرسانی دارد و نباید بهعنوان مشاورهٔ مالی تلقی شود.
در مقالهٔ بعدی، به بررسی منافع امنیتی خاصی خواهیم پرداخت که یک چارچوب نظارتی خوشطراحی برای ارزهای دیجیتال میتواند برای فضای امنیتی منحصربهفرد عراق به همراه داشته باشد.


